مهدیس جونمهدیس جون، تا این لحظه: 14 سال و 4 ماه و 6 روز سن داره

مهدیس دختری از جنس ماه

سفری طولانی با همسفری کوجک

1392/5/26 17:42
نویسنده : مامان الهام
257 بازدید
اشتراک گذاری

سلام عروسک کوچولوی من.سفر بخیر همسفر خوبم.خدارو شکر سفر خیلی خویی بود و خوشحالم که به دخترم خوش گذشت.قبل از سفر خیلی استرس داشتم که راه طولانیه تو ماشین اذیت شی یا خدای نکرده مریض شی و کلی فکر دیگه ... ولی تو ماشین اکثرا خواب بودی یا بازی می کردی.بقیشم که با امیر رضا مشغول بازی بودی.دوست داشتی امیررضا دستت رو بگیره و تاتیت کنه.راستی نگفتم همسفرامون بابا جون اینا و خاله زهرا اینا بودن .3روز تهران موندیم بخاطر عروسی عمو حمید و بعدشم رفتیم شمال گردی خیلی سفر باحالی بود.کنار دریا بشتر از همه جا به دختر گلم خوش گذشت. کنار ساحل که می رفتیم اینقدر ذوق می کردی واسه دریا و اب بازی و خودت رو می کشوندی سمت اب و یه اب بازی حسابی میکردی بعداز اب بازی یادت می افتاد که شن بازی کنی از شدت ذوق اینقدر شن هارو تو دستات سفت فشار میدادی که نمی دونستی باش چیکار کنی .اینقدر تو عالم خوذت غرق بودی که سروصدای اطرافت رو نمی شنویدی و هرچه مامان جون صدات می زد جواب نمیدادی .بیشتر از 2 ساعت کنار دریا بازی کردی شب که می رفتیم تو ویلا فکر میکردم که از خستگی بلافاصله می خوابی ولی با امیررضا و لیانا تازه شروع میکردین به سرو صدا و بازی کردن .تو سفر از همیشه گلتر بودی و اصلا مامان رو اذیت نکردی.

متاسفانه جدیدا نمی ذاری ازت عکس بگیرما ی عکسارو با یک عالمه دردسر تونستم اماده کنم.

این مهدیس نازمه تو رامسر:

اینجا بزور تونستم بلندت کنم چون نزدیک غروب بود هوا سرد شده بود  و شما حاضر نبودی بازیت رو تموم کنی با کلی اشک رفتیم  پیش ماشین وای مهدیس یه گریه عجیبی می کردی که ترسیده بودم نمی دونستم چیکارت کنم تا مامان جون گفت حتما اب دریا رو پوستش مونده سوزش می ده.مجبور شدیم با اب سرد حمامت بدیم حمام که کردی اروم شدی و خوابیدی. 

عکسای نازگلم تو نمک ابرود:

 تو تله کابین که نشستیم اولش هاج و واج بودی بعد یه دفعه زدی زیر گریه نمی دونم از گرما بود یا ترسیده بودی.وقتی  شیطنت امیررضا شروع شد و جیق و داد کرد اروم شدی و خندیدی.ولی چون خوابت میومد خیلی بد عنقی می کردی  تا برگشتیم سر جای اولمون خیلی اذیت شدی از عکست معلومه که چقدر خوابت میاد

 

جنگل های جواهر ده:

تو این عکسه داری با لالایی مامان الهام  می خوابی.

وقتی از خواب ناز بیدار شدی رفتیم کنار ابشار که صورتت رو بشورم که بازم اب بازیت شروع شد و خودت رو حسابی خیس کردی بعدشم اومدی سراغ این مانکن بیچاره و تا تونستی اذیتش کردی حتی یکبار هم انداختیش. 

سوغاتی مهدیس جون از سفر شمال جای نیش پشه رو صوت و بدنش بود اینقدر پشه تن دخترم رو نیش میزد که تا کلی مدت بعداز سفر جاشون مونده بود. راستی تو سفر سومین مروارید دخترم دراومد و خودش رو نشون داد.مبارکه عزیزم.

 

پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!

نظرات (0)